خرید بک لینک

درباره سایت

به کافه رمان خوش آمدید

امکانات وب

فصل 10

"اسمیت"

درحالی که تو بزرگراه بین ماشینا مانور میدم، تقاضا میکنم:

_پاهاتون باز کن!

تو حاشیه بزرگراه هستم و تمرکز ندارم . باید الان خوشحال باشم و مراعاتشو بکنم. اما من تو

ساده ترین حالت هم به باهم بودنمون نیاز دارم.

براي یادآور اینکه مال منه و هیچ کس دیگه نمی تونه اونو ازم بگیره.

وقتی کارم باهاش تمام بشه دیگه نیاز نیست به کسی بگم نورا مال منه. اون همه چیزم خواهد

بود.

وقتی نورا تعلل میکنه، خودم به سمتش کش میدم و حاشیه دامنشو میگیرم و به زور عقب هل

میدم.

_شورتت بیار بالا و بذار اونجاتو ببینم.

لباي گوشتالوشو لیس میزنه و چشماش با نیاز میلرزه، اینجوري یادم میندازه وقتی من باهاشم

اینجوري دوستم داره.

چطور نورا پرده بکارتشون به مدت طولانی از پسراي مدرسه نگه داشته؟ !

اونا نمیدونستن چطوري باهاش رفتار کنن. من انجامش میدم و تنها کسیم که از این لذت

بهرمنده.

انگشتاي کوچیکش به دنبال حرکتش تو حاشیه ي شورتش به آرومی پایین میاد و پارچه نخی

شورت ابیشو کنار میکشه. لب هاي درخشان و خیس واژنشو آشکار میکنم.

می پرسم :

_فکرمیکنی اول یه پسر ازم میزایی ؟ !

لب هامو لیس می زنم و طعمشو میخوام. انگشتاش ناگهانی جمع میشه و فرمونو سخت تر می

گیرم و درباره ش فکر می کنم در حالتیم که آلتم توي واژن باکره ش غرق میشه.

_من طعم و مزه تو میخوام.

با دست دیگه ش به ظرافت اولین انگشتشو بین واژنش میبره و قبل از اینکه درش بیاره و به دهن

من بذاره کمی مالشش میده. با نیاز داشتنش میدرخشم و مثل گاو با بینیم بو میکشم و سعی

میکنم عطر و بوي واژنشو حس کنم.

وقتی دهنمو باز میکنم، نورا اونو میذاره دهنم و ابشو بی صدا به سرعت میمکم

اجازه میدم یه کم ناله کنه.

تقاضا میکنم:

_بیشتر...

و اون همونجور که میخوام مطیع انجام میده.

این بار نورا از دو انگشت استفاده می کنه و کمی طولانی تر مالشش میده. وقتی این کار رو انجام

می ده، نفس کشیدن رو فراموش میکنم و گلوم بند میاد.

_مال منی...

به اون میرسم وانگشتاشو به دهنم میبرم و مچ دستشو تمیز میکنم.

زبونمو بین اون دوتا میکشم، مثل اینکه بخوام لباي واژنشو ببوسم و ازش یه ناله ي کوچیک

بیرون بکشم.

_من قصد ندارم تا وقتی به خونه برسیم،اینکار رو بکنیم.

مچ دستشو رها کردم و عصبانی کمربندو از رو شلوارم باز کردم.از اینکه وقتی بحث اون میشه

نمیتونم خودمو کنترل کنم عصبانیم.اینجا منم که درخواست میکنم ولی اون تنها کسیه که واقعا

تمام کنترل روي من رو داره.

طعم واژنش منو به جنون میکشه و من یک ثانیه دیگه صبر نمیکنم تا اونو داشته باشم. وقتی

آلتمو بیرون میارم ، اون در حال حاضر از بالا کمک میکنه و از قبل آمادگیش داره، دهانش آماده

ست تا منو بمکه.

احساس می کنم گرماي دهانش به دور آلتم پیچیده میشه . ناله میکنم و موهاشو با یک دست

چنگ میزنم و با دست دیگه رانندگی می کنم.

_خداي من، جوري آلتمو میخوري انگار براي انجام این کار ساخته شدي! آیا من واژن آکبندت رو

به خوبی تو با دهن مکیدم؟

احساس می کنم وقتی اونو تشویق می کنم ، التمو عمیق تر تو دهنش فرو می کنه و سخت تر می

خورده. دهنش عالیه. دستم موهاشو ول می کنه و به سمت واژنش می ره ، جایی که انتهاي دامن

بالا رفته ش تکون شدیدي میخوره . دو انگشتو تو واژنش میکنم.

آبش در حال چکیدنه، اما اون دور آلتم صدایی هیجان زده ایجاد میکنه. میتونم احساس کنم که

اون منو محکم چسپیده و آلتم در حال فروپاشیه.

اما من براي بار سنگین و غلیظ منی درونم برنامه ریزي کرده ام و باید رحم تروتازه و پرحرارت

اونو باردار کنم.

_مثل یه زن زیباي و هلویی ، پیشی کوچولو!

_هیچ وجه دیگه نمیتونی منو ول کنی وقتی با تو انجامش بدم... میخوام از مال من شدنت مطمئن

بشم

دستمو روي شکمش پایین میذارم و به این فکر می کنم که به چی حساس و تحریک پذیره ؟ نمی

تونم صبر کنم تا ببینم چطور بدنش فقط براي من تغییر می کنه.

منشیم با خوردن اولین بوق جواب میده و من حتی به خودم زحمت نمیدم باهاش سلام و

احوالپرسی کنم .

_یه تستر بارداري دم در خونه م بفرستید!

وقتی تایید میکنه، راحت میشم و دور میزنمو به خونه نزدیک میشیم.

_من واژنتو تو خونه میخوام و براش آماده م تا زود بکنمت.

-میخوام تا فردا صبح یه بچه ازت تو شکمت داشته باشم و بعد میخوام تلاش کنم که دو قلو

درست کنم.

درحالی که از بین مژه هاش بهم نگاه میکنه لباش روي آلتم حرکت میکنه و بوسه هاش رو روي

سر التم حس میکنم

_فکر نکنم وارژنم مثل التت کار کنه.

صداش وقت حرف زدن، در حالی آلتم تو دهنش مسخره میشه و من بهش یه کم می خندم.

_فریب نمیخورم. لعنتی چطور اون کار رو میکنی، واژنت مال منه و همین طور رحمت، میخوام تا

فردا حامله ت کنم.

اون از رضایت سر تکون میده و من قبل از اینکه دوباره شروع به مکیدن کنم، چونه شو میگیرم.

_حالا من مسئول تو هستم نورا. از حالا به بعد من مرد زندگیتم.

_میخواي منو بابا کنی و بنابراین میخواي درحالی که آلتمو میکنم توت و اون راز ما خواهد بود،

ددي صدام کنی.

شستمو در امتداد لبه ي پایین واژنش مالیدم از مکیدنش متورم و سخت میشم و احساس میکنم

آلتم سفت شده.

شستمو در امتداد لبه ي پایینی واژنش مالیدم از مکیدنش متورم میشم و احساس میکنم آلتم

سفت شده.

_باید مال من باشی و مراقبش باشی مثل یه لیتل گرل* هرزه باشی. اما من میخوام تو هر زمان و

مکانی روي هر سطح قابل دسترس باشی و آماده باشی.

_من مسئولتم پیشی کوچولو، اما لازم نیست به کسی توصیح بدم وقتی ابمو داخلت میریزم قرار

چی بشه.

اون دهنشو کوچیک میکنه و حس میکنم که دهنشو دور نوك آلتم حرکت میده و پچ میزنه.

قبل اینکه دهن گرم کوچیکش دوباره شروع به مکیدن کنه، زمزمه میکنه.

_چشم، ددي

تخمام با عشق سفت میشه و ناله میکنم سپس به خیابان جانبی میچرخم.

من نمیخوام اونو به خونه ببرم.

_من عاشق شنیدن این حرفتم ، دختر شیرین.

_من می دونم پدر واقعیت کنارت نبوده و تو بدون هیچ کی منحرف و خراب شدي . حالا می تونم

باهات جوري رفتار کنم که بهتر و شایسته بشی. من می خواهم لوست کنم و هرچه رو که قلبا

آرزو داشتی بهت بدم .

من محکم به دکمه ي گاراژ میزنم تا درش بسته بشه و منتظر می مونم اونو ببندم و تو تاریکی،

پنهان بشیم.

در رو باز کردم و بی صدا اونو از بغلم و التم در آوردم و سریع داخل خونه حرکت کردم.

به محض اینکه در رو پشت سرمون هل میدم تا بسته بشه، به اتاق نشیمن میرم و اونو طبقه ي

پایین میبرم و خودم رو روي اون می ندازم. پیراهنش بیرون میکشم وقبل خودم ممه هاشو لخت

میکنم. نفس سنگینی میکشم

_من باید تو رو توي تخت ببرم و گیلاس خودمو مثل یه جنتلمن بالا ببرم اما نمی تونم براي یه

ثانیه بیشتر صبر کنم که اونچه رو که مال منه بگیرم.

پیراهن مردونه م میکنم و اونو به سمتی میندازم و سپس شلوارم روي واژنش فشار میدم و بین

پاهاش حرکتش میدم.

_هر کس دیگه اي ممکن بیاد اینجا و قبل از اینکه بکارتتو بگیرم، اون ازت بگیره و نمیخوام اونا

اینو داشته باشنش.

ناله میکنم و با زحمت شورتشو میکشم تا از بین پاهاش پاره بشه.

شورتش افتاد و واژنش لختش در مقابلمه.

هرکسی میدونه که گنج واقعی درست اینجاست و من قبل از اینکه اونو لخت کنم، خواهم مُرد.

آلتم فشرده میشه و سپس بین لب هاي صورتی وازنش فشارش میدم و سپس خودمو روي بدن

کوچیکش میندازم و بعد خودمو داخلش میکنم.

اون گریه میکنه و من با حرفام تسکینش میدم، لبشو آروم می بوسم و زمزمه میکنم که چقدر

دوستش دارم و چقدر بهش افتخار میکنم

اشک از چشمش پایین میچکه و پشتمو با ناخن خط میندازه.

آرزو میکردم این درد رو بتونم ازش بگیرم، اما نمی تونم.

حس میکنم هر اینچ از من رو واژنش سفت چسبیده. همه ي هواي تو ریه هامو خالی میکنم و

آروم ضربه میزنم.

دهنم پایین میاد و نوك سینه شو زبون میزنم. وقتی سینه شو مثل یه نوزاد میمکم، از لذت نفس

نفس میزنه.

میگم:

_فقط به این فکر کن چطور میتونی منو خوشحال کنی.

اون خرناس میکشه و با صدا حرکت میکنه

_همه ي چیزي که میخوام اینکه داخلت باشم.

_درست همینجا رو بخور و منم همینطور باهات خواهم بود.

نوك سینه هاش سفت میشه و من بینمو بهش می مالم و دهنمو مقابل سینه ش میذارم.

_نمی تونی فراموش کنی، زیاد از ددي غذا خوردي.

آلتم متورمه و من از فکر کردن ضربه به واژنش و ترشح منیش درحالی که روي آلتم نشسته،

هیجان زده م.

ناله میکنه:

_اوه، خدا...

موهامو میکشه و منو محکم میگیره.

واژنش منقبض میشه ولی ما هنوز تغییر مکان ندادیم .

ناله میکنم و ازش بیرون میکشم و دوباره خودمو تو عقبش فرو میکنم. وقتی پاهاشو بالا می برم و

روش حرکت میکنم آلتم سروصدا ایجاد میکنه . اونو مثل یه حیوان سیصد پوندي لعنتی می کنم

و نمی توونم جلوي خودمو بگیرم.

بدنش شل و رها می شه و تمام آونچه رو که بهش می دهم ، می گیره چون اون زمزمه می کنه که

چقدر دوست داره.

_متوقف نشو!

نورا التماس میکنه و قبل از اینکه تردید کنه، سر ناخناشو توي یدنم فرو میکنه.

_بهت نیاز دارم، ددي!

تمام دیدمو از دست میدم و متوجه میشم بیناییم تار میشه. آبم مثل یه رودخونه ي در حال

جریان، بیرون میاد و من بدنشو پیش از اینکه ظرفیتش پر بشه، حس میکنم. تا اونجا که ممکنه

سعی میکنم بگیرمش.

آبش از بیمون چکه میکنه و ثابتش میکنم به شدت داخل و خارج شدن ازش ادامه میدم.

فکرمیکنم قسمت داخلی رونش، تخمامو می پوشونه.

دستمو روي شکمش پایین میذارم و به این فکر می کنم که به چی حساسه و تحریک پذیر ؟ نمی

تونم صبر کنم تا ببینم چطور بدنش فقط براي من تغییر می کنه.

دستمو روي شکمش پایین میذارم و به این فکر می کنم که به چی حساسه و تحریک پذیر ؟ نمی

تونم صبر کنم تا ببینم چطور بدنش فقط براي من تغییر می کنه.

انگشت شستمو فقط کمی پایین میارم و تمام کیلیتوریستشو می مالم. گریه میکنه و نوك سینه

تحریک میشه و من خودمو تو اوج ضربه زدن بهش داخلش نگه میدارم.

هر بخش از واژنشو همونطور که آبش میاد روي آلتم، میخوام. میخوام همونطور که آب مال خودمو

حس میکنم، مال اونم حس بکنم و حامله ش کنم.

وقتی که بدنشو تصاحب میکنم هیجان زده گریه میکنه و آبش میاد. منی داغ واژنش روي آلتم

حس میکنم و پیشونیشو به سینه م میرسونم و یه بار دیگه خودمو توش خالی میکنم.

_هیشش، فقط استراحت کن حواسم به همه چیز هست.

وقتی سعی میکنه بشینه میگه:

_اسمیت من فکرمیکنم یه ثانیه نیاز دارم تا نفس بگیرم.

بازوهاشو وقتی روي سینه م میذاره لاغر و ضعیفه،روي سرشو می بوسم.

واژن شو چنگ میزنم، بیشتر میخوامش، با نیاز می گیرمش

اشی.

اون وقتی دستاش رو روي سینه م می ماله و پاهاشو باز می مکنه، ناله میکنه.

نورا سینه مو می بوسه و می گه:

_دوستت دارم

سپس در آخر فقط اشاره ي کوچیکی به کلمه ي ددي میکنه.

میگم:

_منم دوست دارم نورا.

و احساس می کنم براي اولین بار تو مدت زمان طولانی اي لبخند می زنم . اون قصد داره همه

رویاهاي منو به واقعیت تبدیل کنه

برچسب: نویسنده: الینا محمودی تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 21:39

صفحه بندی